
نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه دوازدهم مرداد 1387 | |

نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه دوازدهم مرداد 1387 | |
طلوع را دوست دارم به خاطر غروبش
غروب را دوست دارم به خاطر رنگ شرابیش
شراب را دوست دارم به خاطراین که رنگ قلبمه
قلبم را دوست دارم به خاطر این که ..........جایگاه توست![]()
![]()
![]()
دوستت دارم فرشته جان![]()
![]()
نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه دوازدهم مرداد 1387 | |
عشق را دوست دارم نه در فقس
بوسه را دوست دارم نه در هوس
تو را دوست دارم تا آخرین نفس
اگر ریاضی بودم عشقت را جمع میکردم
اگر فارسی بودم عشقت را معنا میکردم
اگر تاریخ بودم دوران عشقت را یاد میکردم
دوستت دارم فرشته![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه دوازدهم مرداد 1387 | |
گرنمیدییم در این دنیا تورا
گر نمبودم با تو آشنا
شرمنده بقیهیش فراموش کردم...
نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه پنجم مرداد 1387 | |
دوستت دارم فرشته جان ![]()
![]()
دوستت دارم رضا جان![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه بیست و دوم تیر 1387 | |
برای مطالب بیشتر ادامه مطالب را کلیک کنید
نوشته شده توسط رضا و فرشته در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 | |
در خواب ناز بودم شبی
دیدم یکی در میزند
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از هم بیاموزید وفا..
غم با اون همه بیگانگی
هر شب به من سر میزند
نوشته شده توسط رضا و فرشته در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 | |
اين هم يه شعر واسه بعضی دخترهای امروزی
آخر يه روز تيک ميگيری
، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ، تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ، اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ، موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ، با اشوه های شُتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ، فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلاشناسایی دختر خوش تیپ
1)نقاشی صورت به میزاان زیاد
2)پوشیدن چگمه تا حنجره
3)سوار شدن ماشین شاسی بلند (همراه با فیس وعفاده)
4)تظاهر به داشتن پسر در دفتر تلفن(بی نهایت)
5)زود تر از پسرها دست دادن
6)نخوردن غذا(در حد مردن)
نوشته شده توسط رضا و فرشته در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 | |
شناسایی بچه مثبت:
1)بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است
2)بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .
3)بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .
4)بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .
5)در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .
6)کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .
7)کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .
8)بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد
9)بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .
10)کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .
11)بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .
12)معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد...
نوشته شده توسط رضا و فرشته در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 | |
فرق دخترها و پسرها براي کشيدن پول از عابر بانک
پسرها
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره
نوشته شده توسط رضا و فرشته در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 | |
دوستان همگی دوباره سلام
این عکس ها هم تقدیم تمامی کسانی که اسمشون مثل من از دفتر عشق خط خورده![]()
![]()

در صورت مایل بودن ادامه مطالب را کلیک کنید
نوشته شده توسط رضا و فرشته در شنبه دهم فروردین 1387 | |
گلدان
تابوت کوچکي است
که روياي بزرگ شدن را از درخت مي گيرد
من چون درخت اسير در خاک
انديشه ام را خواهم کشت
در ذهن کوچه اي که کودکانش پاک در خاک بزرگ خواهند شد
شايد
آغاز يک درخت باشد
روزي که گلدانها محکوم به مرگ ميشوند.....

نوشته شده توسط رضا و فرشته در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 | |
درباره وبلاگ

سلام به وبلاگ من خوش آمدید من رضا وفرشته جان هستم . این وبلاگ را درست کرده ام امیدوارم که از وبلاگ من لذت کافی را ببرید
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
Powered By